الشيخ المنتظري

464

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بر منبر رفته و اين خطبه را ايراد فرمودند . ( 1 ) علّت نامگذارى اين خطبه چنين است كه چون حضرت در اين خطبه راجع به ملائكه سخن گفته از اين رو آن را خطبه اشباح ناميده اند . « اشباح » جمع « شبح » به معناى جسم است . جسم مثالى ، نه روح مجرّد صرف است و نه جسم مادّى كه لمس شود ; ما يك جسم طبيعى مادّى داريم كه با چشم ديده مىشود و با دست هم لمس مىشود ، اين جسم منحصر به همين عالم مادّه است ; يكى هم جسم مثالى است ، نظير آنچه انسان در خواب مىبيند ، در عالم خواب جسم شما در رختخواب است ولى شما مىبينيد كه مثلاً در باغ هستيد ، ميوه مىخوريد ، گردش مىكنيد و . . . آن جسم با اين چشم ديده نمىشود ولى داراى طول و عرض و عمق است ; به اين جسم جسم برزخى گفته مىشود و خواب هم نمونه عالم برزخ است ، عالم برزخ كه عالم مثال است از اين عالم مادّه خيلى وسيع تر مىباشد . ملائكة اللّه كه در قرآن و احاديث ذكر آنها به ميان آمده از نوع همين جسم مثالى هستند ; يعنى با اجسام عالم طبيعت و مادّه فرق دارند ، از اين روست كه با اين چشم ديده نمىشوند و با اين بدن هم لمس نمىگردند ولى مسلّماً داراى جسم هستند ، و لذا در قرآن فرموده است : ( جاعل الملائكة رسلاً اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع ) ( 2 ) آنها داراى دو ، سه و چهار بالند ; ملائكه هم جسم اند و هم داراى بال

--> 1 - توحيد صدوق ، ص 48 به بعد ; نهج البلاغه صبحى صالح ، ص 124 ; و نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 230 2 - سوره فاطر ، آيه 1 ; و مرحوم علاّمه در توضيح آيه در تفسير الميزان ( ج 17 ، ص 6 تا 13 ) و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 6 ، ص 431 ) راجع به ملائكه بحثى آورده اند ; همچنين شرح نهج البلاغه ابن ميثم ( ج 1 ، ص 156 به بعد ) و منهاج البراعة ( ج 2 ، ص 3 ، در شرح خطبه اوّل ، و ج 6 ، ص 380 ) درباره ماهيّت ملائكه و اصناف آنها توضيحى دارند ; و ملاّصدرا در مفاتيح الغيب ، ص 341 تا 355 ماهيّت و اقسام ملائكه را بيان مىكند .